الکترون ها را به طور تیله های در حالا چرخش با توشه الکتریکی فکر کنید. در هم تنیدگی کوانتومی بدین معنا میباشد کهاین تیله ها طوری با یکدیگر جفت شوند که برای مدام جهت چرخش و توشه الکتریکی مشابهی داشته باشند. از این به سپس تمامی چیز تعجب آور و غریب می گردد، چون بعداز در هم تنیدگی خلق و خوی این الکترون ها مدام یکسان باقی خواهند معلم خصوصی فیزیک در تبریز ماند.
بهاین مضمون که در صورتیکه تغییری در جهت چرخش یک کدام از انجام شود دیگری نیز در چرخشش در جهت دیگر عوض میشود، و این تغییرو تحول به طور آنی خواهد بود. در سود به یاری این پدیده می قدرت داده ها را (که در اینجا باجهت چرخش الکترون مشخص و معلوم میشود) از نقطه ای به نقطه ی دیگری از عالم فرای فاصلۀ آنان بصورت آنی منتقل کرد.
۸- نوروروشنایی از گرانش اثر می پذیرد
حالا بیایید به فروغ و روشنایی برگردیم و به دعوا درباره عقیده نسبیت عام (که آن هم از آلبرت اینشتین میباشد) بپردازیم. این توشه از ایده ای حرف میکنیم که به آن انحراف نوروفروغ میگویند که توضیح میدهد مسیر روشنایی در حضور گرانش نمی تواند تماما بی واسطه باشد. این ایدۀ تعجب آور بارها و بارها ثابت گردیدهاست. مفهوم آن این میباشد که حتی با وجود اینکه فروغ و روشنایی هیچ جرمی ندارد(یا این که دستکم خیلی خیلی اندک میباشد)، مسیر آن به سمت اجرامی مانند خورشید گم راه می گردد.
ده اکتشاف حیرت انگیز دانش فیزیک
بدین ترتیب در صورتی پرتوی نوری که از یک ستاره تابیده گردیدهاست در مسیر خویش به اندازه کافی به سطح خورشید مجاورت گردد مقداری به سمت آن خم میشود. تاثیر آن بر روی یک ناظر زمینی مانند ما، این میباشد که ستاره را در نقطه ای گوناگون در اسمان میبینیم. (شبیه این مورد زمانی حادثه می افتد که ماهی را در دریا میبینیم، در واقع بر تاثیر تفاوت ضریب باخت نوروروشنایی در آب نسبت به هوا وضعیت ماهی مدام با آنچه در آب میبینیم گوناگون میباشد.)
۷-ماده بدون نور
فیزیکدان ها به یاری بعضی طرز های بسیار ظریف به تقریب جرم مجموع عالم دست میزنند. آنان همینطور با شیوه های بسیار دقیقی جرم تک تک موادی که قابل مشاهده می باشند را نیز به حساب آوردن می نمایند، البته چیزی که تعجب آور، این میباشد کهاین دوتا با یکدیگر انطباق ندارند. در واقع واحد سنجش جرم تمام عالم با مقدار جرمی که از کل مواد آیتم مشاهده احتساب گردیده، مختلف میباشد.
ده اکتشاف حیرت انگیز دانش فیزیک
فیزیکدان ها برای توجیه این مورد ناچار شدند به تئوری هایی در این باره روی آورند که مبنی بر آن ماده بدوننور اسرارآمیزی در عالم وجود دارااست که هیچ نوری ساطع نمی نماید و حدود ۲۷ درصد دنیا را تشکیل داده میباشد که از روی اثرات گرانشی می شود به وجود تاثیراتش پی پیروزی. این در حالی میباشد که وجود این ماده هنوز رسما ثابت نشده میباشد (زیرا ما نمی توانیم آن را ببینیم) ماده بدون نور فقط بوسیله تعداد متعددی از مدارک و شواهد برای توضیح عالم گزینه تایید واقع شدهاست.

از شکلی به صورت دیگر تبدیل میگردد